گرفت‌. بديع‌، زيجي ساخت و آن را به‌نام آن پادشاه زيج محمودي نام نهاد. شرح حال‌نويسان‌ مسلمان ــ از قبيل ابن قفطي ــ او را با الفاظ مبالغه‌آميزي ستوده‌اند، و اين گواه عدم تشخيص‌ استعداد رياضي حقيقي در آنهاست‌.

محمد بن احمد خرقي‌

بهاءالدين ابوبكر محمد بن احمد بن ابوبشر (در برخي نسخه‌ها نامش ابومحمد عبدالجبار بن‌ محمد آمده‌). نام خرق يا خرك احتمالاً اشاره به محلي در نزديكي مرو در خراسان است‌، چون او به مروي هم معروف است‌. در 1138 ـ 1139، در مرو درگذشت‌. رياضيدان‌، اخترشناس و جغرافيدان ايراني كه به عربي مي‌نوشت‌.
از اوست‌: 1) منتهي اﻹدراك في تقسيم الاٴفلاك‌، در تقسيمات افلاك كه توسعه وتكميل نظريه‌ٴ نجومي ابن هيثم است‌؛ 2) كتاب‌التبصرة في علم الهيئه كه رساله‌ٴ نجومي كوتاه‌تري است‌؛ 3) الرسالة الشاملة، درباره‌ٴ حساب‌؛ 4) الرسالة المغربية. دو كتاب آخري گم شده است‌.
مهم‌ترين تأليفش منتهي‌الادراك در سه مقاله است‌، كه از موضوع‌هاي زير بحث مي‌كند: 1) تركيب افلاك‌، حركاتشان‌، وغيره‌؛ 2) شكل زمين و تقسيم آن به‌يك قسمت مسكون و يك‌ قسمت غيرمسكون‌، اختلاف طالع و مطلع بر حسب موقعيت جغرافيايي‌؛ 3) تواريخ يا قرانات‌، كه بيشتر به مشتري و زحل مربوط است‌، ادوار ــ از قبيل دور قران يا عود قران‌. تبصره‌، كوتاه‌تر است و اساساً در همان زمينه‌؛ گرچه توصيف دقيق پنج دريا، كه در فصل دوم مقاله‌ٴ دوم‌ منتهي‌الادراك ديده مي‌شود، در آن نيست‌.
او به تكميل نظريه‌اي پرداخت كه براساس آن سيارات در دواير موهومي حركت نمي‌كنند، بلكه در داخل افلاك گردنده‌ٴ جسماني قرار دارند. اين نظريه‌ٴ عجيب قبلاً، توسط ابوجعفر خازن‌ (نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ دهم‌)، و ابن هيثم (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ يازدهم‌) بيان شده بود، تا فرض حركت در ميان‌ اثير و مشكلات ناشي از آن را حل كند: فشاري در پيش هر سياره و كمبود فشار يا خلاٴيي در پس‌ آن پديد مي‌آيد. اين نظريه از طريق ترجمه‌هاي لاتيني و عبري في‌هيئة العالَم تأليف ابن‌هيثم در اروپاي باختري راه يافت‌.

عدنان عين زربي‌

 ¿ فصل دهم مربوط به طب‌.

ب‌. مسلمانان غربي‌

درباره‌ٴ ابوالصلت  ¿ فصل دهم مربوط به طب‌. درباره‌ٴ ابن‌باجه  ¿ فصل چهارم مربوط به زمينه‌ٴ فلسفي‌.